کد خبر: ۶۹۷۱۰۸
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۴ 30 December 2018

محمدرضا زمانی‌درمزاری: فاجعۀ واژگونی اتوبوس حامل دانشجویان مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی و کشته شدن ۸ نفر (۹ دانشجو، یک ولی دانشجو و راننده آن) و مصدوم شدن شدید سایر دانشجویان در حریم دانشگاه، با بازخوردهای متعدد ملی و بین‌المللی همراه بوده است و دگربار، بر نبود امنیت انسانی و نقض حقوق شهروندی دانشجویان در مراکز آموزش عالی اشاره دارد.

ضمن اظهار تاسف و تسلیت به خانواده‌های داغدار دانشجویان و آینده‌سازان ایرانی درگذشته، بررسی ابعاد حقوقی کشته و مصدوم شدنِ دانشجویان نخبه آن دانشگاه و مسئولیت قانونی مترتب بر قربانی و مصدوم شدن آن‌ها از حیث حقوقی و قانونی اهمیت دارد.

نگاهی کوتاه به حادثه واژگونی اتوبوس مرگ در مرکز علوم تحقیقات
هنوز چند صباحی از آتش سوزی مدرسه شین آبادی ها و سوختن دانش آموزان شین آبادی و کشته شدن چند دانش آموز بی گناه زاهدانی و سوخته شدن آنها در ماه گذشته در کلاس درس نگذشته و یا دیرپایی از واژگونی اتوبوسِ دانش آموزان دختر هرمزگانی در شهریور ماه سال گذشته(۱۳۹۶) نمی گذرد که چشم نگرانِ خانواده های ایرانی باید شاهد مُثله شدنِ عزیزان و دانشجویان بی پناه و چشم به راه آتیه سیاه آنها در نظام آموزش عالی کشور باشد! و در کمال ناباوری، شاهد باشند که آخرین خروج فرزندانشان از منزل به بهانۀ رفتن به دانشگاه با دریافت جنازۀ خون آلود آنها و اندام بیهوش و مصدوم و در بیمارستان آرمیدۀ آنها همراه گردد و اینگونه نسبت به وضعیت تاسف بار مدیریت و مسئولیت در حریم دانشگاه ها متاثر باشند! 

گویا، " مرگ و ماتم "، دو قلوی همزادِ خانواده های ایرانی در اثر عدم کفایت مسئولان و مدیرانی هستند که به علت عدم صلاحیت و شایستگی در مدیریت و مسئولیت پذیری دست اندرکاران مربوطه، باید آه و ماتم و غم و اندوه را در سوانح و حوادث متعدد در طول سال بر خانواده های ایرانی و افکار عمومی ارزانی داشته و آنرا، هر ساله بعنوان " دستاورد مدیریت سعی و خطایی"خویش بر کانون دلها و ذهنهای آنها به ارمغان آورند....! دیگر بس است؛ این شیوه " مدیریت سیاهِ فاقد صلاحیت و مسئولیت و مبتنی بر ژن خوبِ فاقد کفایت در جامعه ایرانی"...!   

مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی در منطقه حصارک پونک تهران در دامنه کوهها در ارتفاع ۱۸۰۰ متری قرار گرفته که به جهت شیب بسیار تند آن، تردد در دانشگاه در فصول مختلف سال، بویژه فصل سرما با مشکلات جدی همراه است. صرفنظر از آنکه، تاسیس یک مرکز علمی و دانشگاهی با لزوم دسترسی آسان و روزمره دانشجویان بدان بر دامنه کوهها و ارتفاعات و تغییر کاربری مناطق مجاور آن ، بدون توجه به وضعیت دسترسی دانش پژوهان و عدم وجود زیر ساخت های مناسب حمل و نقل در آن و عدم برخورداری از گارد ریل و امکانات ضروری مناسب برای تامین امنیت عابران یا باند هلیکوپتر ، دارای توجیه مناسب هست یا خیر؟ یا برابر موازین قانونی مربوطه تجویز و ساخته شده است یا خیر؟ و ضرورت دارد؛ مبنای تاسیس چنین دانشگاهی بر روی ارتفاعات بلند پایه تهران، بر خلاف اصول و نُرم های مهندسی و علمی و دانشگاهی، به طور مستند به مردم و رسانه ها گزارش گردد- سقوط اتوبوس فرسوده در حریم دانشگاه و به کام مرگ کشاندن راننده و دانشجویان نخبۀ مستقر در آن و نیز مصدوم شدن ۲۰ دانشجوی دیگر و تحمیل فشارها و استرس های فراوان بر خانواده های آنها و افکار عمومی و تجدید نقض حقوق شهروندی دانشجویان در حریم دانشگاه، موضوعی نیست که با سکوت بلاوجه دست اندرکاران اصلی و مقامات ارشد دانشگاه آزاد اسلامی یا فرافکنی های معمولِ مسئولان و تلاش برای کم رنگ کردنِ مسئولیت سازمانی و مدیریتی آنها، همراه با تغییر کوتاه مدت وضعیت مدیران میانی آن بتوان ، وضعیت تاسف بار حاکم بر عدم کارآمدی در مدیریت نظام آموزش عالی در آن دانشگاه را به بوته نسیان سپرد و در مقام توجیه آن برآمد؟!

با وجود کشته شدن راننده و دانشجویان نخبه و قربانی در این فاجعۀ انسانی و مدیریتی در ترابری مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی و مصدوم شدن شدید سایر دانشجویان، حتی از یک " عذرخواهی ساده و رسمی مدیریت کلان دانشگاه آزاد اسلامی" خبری نیست! و اگر فرزندان دارای " ژن خوب" آنها!! نیز قربانی این سفر سیه فامِ درون دانشگاهی می بودند، آیا باز هم سکوت و فرافکنی و عدم مسئولیت پذیری اخلاقی، قانونی و مدیریتی آنها اینگونه می بود؟!

هنوز نسبت به سرنوشت دقیق و نهایی سلامت سایر دانشجویان و آتیه سلامت آنها، خبر درست و مستندی در دست نیست! بویژه آنکه، حال برخی از آنها در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ها بد، گزارش شده است و رضایت بخش نیز نمی باشد! و علیرغم تلاشهای اولیه مسئولان آن دانشگاه برای توجیه کردنِ حادثه و معطوف کردن آن به " سکته راننده" !! - گزارش پزشکی قانونی، نه تنها، موضوع سکته مورد ادعا و بی اساس مطروحه نسبت به راننده اتوبوس مرگ در مرکز علوم تحقیقات را تائید نکرد، بلکه اظهارات دانشجویان آن دانشگاه و شاهدان عینی نیز حکایت از معیوب بودن وضعیت ترمز آن اتوبوس فرسوده در روز گذشته، دارا نبودن معاینه فنی و از رده خارج بودن آن خودرو و استفاده مستمر و مکرر از آن برای جابجایی دانشجویان از سوی مسئولان ترابری دانشگاه، همراه با نبود گارد ریل ، سرعت گیر و عدم نصب علائم هشدار دهنده مربوطه در منطقه با وجود شیب های تند و خطرناک مسیر جاده ای آن دارد که مستلزم مسئولیت قانونی مربوطه خواهد بود.

طرح چند سئوال
صرف نظر از فرافکنی مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی نسبت به فاجعۀ انسانی پیش آمده در مرکز علوم تحقیقات آن دانشگاه و قربانی شدن ۹ دانشجوی نخبه و مرحوم راننده اتوبوس و مصدوم شدن سایر دانشجویان و مسافران اتوبوس مرگ در آن دانشگاه و با وجود کم رنگ بودنِ نقش پیشگیرانه در وقوع سوانح ترابری و پُر رنگ بودنِ شعارها و وعده های متعددِ مطروحه، بعد از وقوع حادثه و نیز تلاش برای شناسایی عوامل ظهور و بروز آن و وعده تعقیب مسئولیت قانونی دست اندرکاران آن، بعد از فوت و مصدومیت و برگشت ناپذیر بودنِ جبران خسارات وارده نسبت به مصدومان و قربانیان و بازماندگان آنها، طرح چند پرسش در این رابطه ضروری است:

۱.مبنای تاسیس و ساخت مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی بر دامنه کوه و ارتفاع ۱۸۰۰ متری، بدون وجود تاسیسات زیربنایی مناسب ترابری و امنیت کامل انسانی نسبت به دانشجویان چیست؟

۲. مبنای حقوقی و قانونی استفاده از اتوبوس فرسوده، از رده خارج شده و فاقد معاینه فنی در جابجایی دانشجویان در مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی چیست؟

۳. مبنای فرافکنی مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی در موجه جلوه دادنِ مسئولیت قانونی مترتب بر مدیریت خویش نسبت به وضعیت ترابری آن دانشگاه در فاجعۀ انسانی و مدیریتی واژگونی اتوبوس دانشجویان مرکز علوم تحقیقات چیست؟

۴. نقشِ وضعیت ایمنی فنی خودروی حامل دانشجویان، ایمنی جاده، علائم راهنمایی و رانندگی، نبود گارد ریل و سرعت گیر و عوامل انسانی مربوطهو فقدان معاینه فنی اتوبوس در وقوع سانحۀ دلخراش واژگونی اتوبوس مزبور چیست؟

۵. نقش اورژانس و عوامل بهداشتی و درمانی، انتظامی و دولتی در رسیدگی، انتقال و درمان درست و به موقع مصدومان و آسیب دیدگان تصادف مزبور و مستند اقدامات آنها چیست؟

۶. پاسخ مستند و موجه دولت، وزارت علوم، دانشگاه آزاد اسلامی و مسئولان آن نسبت به نحوه ساخت آن دانشگاه در ارتفاعات شمال تهران، وضعیت نامناسب تردد در مرکز علوم تحقیقات،سفرهای درون دانشگاهی در آن، ایمنی جاده ها و اقدامات آنها در پیشگیری از وقوع حوادث مشابه و تکرار سوانح دلخراش و مرگبار جاده ای- دانشگاهی و دانشجوئی چیست؟ 

۷. حجم بالای سوانح جاده ای و جراحات و تلفات انسانی و آمارهای منتشره از سوی نهادهای ذیربط و قرار داشتن ایران در زمرۀ بالاترین و پُرخطرترین میزان تصادفات جاده ای در جهان، با کدامین واژگان و عبارات باید توصیف گردد و چگونه قابل توجیه است؟!

۸. مسئولیت وقوع سوانح مزبور و عدم پیشگیری و جلوگیری از تکرار این وقایع هولناک و تاسف بار با کیست؟ و چگونه باید با آن برخورد کرد؟

۹. رابطه بین نقض حقوق شهروندی مردم، حقوق دانشجویان و شهروندان و نبود امنیت مسافرت و حمل و نقل جاده ای به مانند سفرهایی زمینی و هوایی چیست ؟ و پاسخ دولت و رئیس جمهور، در راستای منشور حقوق شهروندی منتشره، در این باره چه می باشد؟

۱۰. اراده و برنامۀ موثر و مستمرِ همه جانبه دولت برای استاندارد سازی مسافرت های هوایی، زمینی، ریلی و جاده ای در ایران در دانشگاهها و خارج از آن چیست و مستند آن کدامست؟

۱۱. چرا نوعاً، مسئولیت سوانح هوایی و زمینی، هربار به عوامل انسانی فوت شده و درگذشته در عمل، منتسب شده که امکان هرگونه دفاعی از آنها سلب و ساقط شده است؟! وضعیت کارآمدی و اثر بخشی نظام حقوقی،قانونی و قضایی کشور در تعقیب مسئولیت قانونی سوانح جاده ای و دانشگاهی و مجازات عاملین آن چگونه است؟

۱۲. چرا نسبت به پیشگیری از فاجعۀ انسانی و مدیریتی واژگونی اتوبوس دانشجویان در مرکز علوم تحقیقات ، با توجه به وضعیت عیب قبلی گزارش شده در ترمز آن، از رده خارج بودن آن و فقدان معاینه فنی خودرو، وضعیت تاسف بار رفت و آمد و ترابری در آن دانشگاه و نبود زیر ساخت های مناسب و موثر حمل و نقل در آن و محتمل بودنِ وقوع روزمرۀ حوداث مشابه در شیب تند جاده های آن، اقدامات جدی و موثر صورت نگرفته و هربار، باید شاهد حوادث و سوانح مشابه بود؟

۱۳. نقش نظام تقنینی، اجرایی و قضایی کشور در تعریف،تبیین، اجرا و تعقیب قانونی مراتب و لزوم تعریف و تثبیت نظام جامع حقوقی سفرهای درون شهری و برون شهری در کشور چیست؟ و چگونه باید ضمن پیشگیری از تکرار حوادث مشابه- جامعه را از بالاترین و به روز ترین استاندارهای مسافرتی در سطوح و اشکال مختلف برخوردار گردد؟ و حقوق شهروندی و امنیت انسانی شهروندان و مسافران نیز از تضمیمات قانونی و اجرایی لازم بهره مند شود؟

۱۴. نقش و جایگاه سیستم حمل و نقل، صنعت و خودروهای غیر ایمن در وقوع سوانح جاده ای و شهری فزاینده در ایران و پاسخ دولت، دوائر دولتی و صنایع خودرویی مربوطه به مانند مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی؛ با وجود علم و آگاهی آنها به عدم کیفیت و استانداردهای بالای ایمنی نسبت به خودروهای مورد استفاده در آن دانشگاه و مراکز دانشگاهی مشابه، در این باره چیست؟

۱۵. به راستی، آیا دانشجویان قربانی و شهید شده در مرکز علوم تحقیقات تهران؛ قربانی نبود امنیتِ حمل و نقل و عدم کارایی در مدیریت مسئولان آن دانشگاه و سکوتِ توامان قانون و نظام تقنینی و دولتی کشور در این باره می باشند؟

۱۶. تضمین عدم تکرار سوانح جاده ای و زمینی و نقش دولت و دوائر دولتی مربوطه در رعایت حقوق شهروندی و اساسی مسافران و مردم در این باره چیست؟

۱۷. مسئولیت قانونی دانشگاه در قتل شبه عمد دانشجویان نخبه و قربانیان واژگونی اتوبوس مرگ در آن دانشگاه و مصدوم شدن شدید سایر دانشجویان چیست؟ و خسارات مادی و معنوی حاصله و مسئولیت قانونی آنها،چگونه از سوی اولیای دم آنها و مصدومین آن قابل تعقیب خواهد بود؟

ابعاد قانونی مسئولیت کشته شدن دانشجویان مرکز علوم تحقیقات تهران
​علاوه بر ۹ دانشجوی کشته شده، پدر یکی از آن دانشجویان درگذشته که گویا برای همراهی با دختر دلبند خویش و تعقیب وضعیت دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد وی با او در این سفر مرگ همراهی می کرد! و راننده اتوبوس واژگون شده، متاسفانه در زمرۀ کشته شدگان آن خودروی مرگ در حریم دانشگاه آزاد اسلامی، بنا به اخبار و گزارشات منتشره می باشند. وضعیت بسیاری از مصدومین حادثه نیز در هاله ای ابهام قرار دارد و نگاهها نسبت به وضعیت سلامت آنها به آتیه ها است! صرفنظر از وضعیت کشته شدگان و مصدومان این فاجعۀ تاسف بار و غیر قابل توجیه- ابعاد حقوقی و قانونی کشته و مصدوم شدن دانشجویان و قربانیان این حادثه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و مبانی مسئولیت آنها، بدین ترتیب قابل مطالعه خواهد بود:

۱. منع اضرار به غیر: 
برابر بند ۵ ذیل اصل ۴۳ قانون اساسی، " منع اضرار به غیر و انحصار و..."، از زمرۀ مبانی و ضوابط حاکم بر اقتصاد جمهوری اسلامی برشمرده شده است و طبق اصل چهلم آن قانون : " هیچکس نمی تواند اعمال خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد. همچنین، به موجب اصل ۲۲ قانون مزبور نیز : " حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند". هرنوع فعالیت و اقدام مخرّب احتمالی و زیان بار مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی در نقض حقوق شهروندی و اساسی دانشجویان متبوعه و عدم رعایت نظامات قانونی و دولتی مربوطه در حریم دانشگاه و در نتیجه، کارکردِ مستوجب کشته شدن و مصدومیت دانشجویان متعدد در اثنای واژگونی اتوبوس مرگ در آن دانشگاه و فراهم شدنِ موجباتِ تعرض عملی نسبت به حیات و سلامت آنها و رقم زدن ممات آنان، مستوجب مسئولیت قانونی آن خواهد بود.

۲. مسئولیت قانونی و جزائی مترتب بر قتل شبه عمد دانشجویان و قربانیان در دانشگاه: 
برابر ماده ۲۸۹ قانون مزبور، جنایت بر نفس، عضو و منفعت بر سه قسم عمدی، شبه عمدی و خطای محض است.در فرض خوش بینانه، اگر بپذیریم که هیچ عمدی از سوی دولت و مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی نسبت به حیات و سلامت دانشجویان و مصدومان و قربانیان واژگونی اتوبوس مرگ و ورود صدمات متعدد به جسم و جان و حیات و منافع آنها وجود ندارد، نمی توان و نباید نسبت به تقصیر یا سهو عمل و اقدام حاصل از ضعف، عدم کارایی و فعل یا ترک فعل ناشی از سوء مدیریت مرتب بر اقدام آنها در این ارتباط بی تفاوت بود. اقدام و عملکرد، ولو سهوی مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی در کشته شدن ۱۰ نفر و مصدومیت نزدیک به ۲۰ دانشجو و تحمیل هزینه های مادی و معنوی متعدد به آنها و خانواده های آنان، با وجود فقدان معاینه فنی اتوبوس، فرسوده و از رده خارج بودن آن، نبود زیرساخت های مناسب ترابری در مرکز علوم تحقیقات، فقدان گارد ریل و سیستم حمل و نقل ایمن و مطمئن در آن دانشگاه، شیب تند و خطرناک موجود در مسیر جاده های مربوطه و سوابق متعدد تصادفات ناشی از آن در منطقه و محتمل بودنِ وقوعِ روزانۀ هر نوع حادثه مرگبار و زیان بار در آن و لزوم پیشگیری از تحقق احتمالی آن و عدم توجه بدان، از مصادیق ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی به شمار رفته گشته و مستوجب مجازات قانونی مقرر باشد.

علاوه بر این، طبق بند پ این ماده، هرگاه جنایت به سبب تقصیر مرتکب( فعل یا ترک فعل و عدم تخصیص اقدامات پیشگیرانه در وقوع احتمالی واژگونی اتوبوس مرگ، به ترتیب یاد شده) واقع شود، مشروط بر اینکه جنایت واقع شده، مشمول تعریف جنایت عمدی نباشد، به تجویز صدر همان ماده ۲۹۱، جنایت(قتل) شبه عمد محسوب می گردد. حتی، در فرض بسیار خوش بینانه؛ وفق بند پ ماده ۲۹۲ همان قانون؛ جنایتی که در آن مرتکب، نه قصد جنایت بر مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد ایراد فعل واقع شده بر او را، از زمرۀ جنایت( قتل) خطای محض محسوب می شود. 

بنابراین، چه در فرض قتل شبه عمد و چه در فرض قتل مبتنی بر خطای محض، کشته شدن ۱۰ دانشجو و راننده اتوبوس و پدر یکی از دانشجویان، به همراه صدمات وارده به جسم و منافع سایر دانشجویان مصدوم و بستری، جرم بوده و از مصادیق قتل شبه عمد یا خطای محض و مستوجب مسئولیت قانونی مسئولان مزبور می باشد و به تجویز مواد مزبور، مقررات مندرج در بخش سوم این قانون(قصاص)، تکلیف مقرر در ۶۸۹ آن قانون و نیز ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی و دیگر عمومات حقوقی و قانونی، مستلزم تعقیب قانونی آنها و جبران کلیه خسارات وارده نسبت به حیات و سلامت قربانیان و مصدومان این فاجعۀ انسانی و مدیریتی می باشد.

۳. مسئولیت مدنی و قانونی مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی در پیشگیری، وقوع، جلوگیری از گسترش خسارات مادی و معنوی به دانشجویان و خانواده‌های آن‌ها:
در اینجا باید قائل به تفکیک مسئولیت مدنی و قانونی مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی در پیشگیری، وقوع، جلوگیری از گسترش خسارات مادی و معنوی به دانشجویان و خانواده های آنها و اقدامات بعدی ناشی از واژگونی اتوبوس مرگ بود. در حالت نخست، کارآمدی یا عدم کارآمدی وضعیت مدیریتی دانشگاه آزاد اسلامی در ساخت یک مرکز علمی و دانشگاهی بر روی گسل شمال تهران در ارتفاع ۱۸۰۰ متری، بدون برخورداری از زیر ساخت های ترابری مناسب و کارشناسی شده، عدم نصب گارد ریل و استفاده از خوردوهای فرسوده و از کار افتادۀ فاقد ایمنی مناسب ، عدم توجه به مقررات و نظامات دولتی مربوط به تضمین امنیت انسانی دانشجویان و عدم پیشگیری از وقایع زیان بار قابل پیش بینی  نسبت بدان، قابل طرح است که از زمرۀ مبانی حقوقی اصلی مترتب بر مسئولیت قانونی آن دانشگاه خواهد بود.

علاوه بر این، ضروری است؛ با مراجعه به قانون شهرداری ها، قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان و آیین نامه و دستور العمل های مربوطه و قانون ملی ساختمان و مقررات مربوط به تاسیس دانشگاهها و مراکز علمی و دانشگاهی و فرهنگی، وضعیت تاسیس و ساخت مرکز علوم تحقیقات را در دامنه کوههای تهران و در شیب های تند و خطرناک موجود در آن،مورد مطالعه را بررسی قرار گرفته و مسئولیت قانونی مترتب بر آن را نیز مورد مطالعه قرار داد. 

حالت دوم از حیث اقدامات بعدی ناشی از واژگونی اتوبوس مرگ و کارکرد دانشگاه آزاد اسلامی در این ارتباط می باشد که با وجود تلاش اولیه برخی از مسئولان آن دانشگاه در وانمود کردنِ سکته راننده اتوبوس بعنوان علت واژگونی آن و انحراف اولیه حاصله در رسانه ها، افکار عمومی و شبکه های مجازی، بنا به اخبار منتشره- وضعیت عملکرد آن دانشگاه در شفاف سازی، اطلاع رسانی ، امداد رسانی و حمایت های متعدد و ضروری نسبت به قربانیان و مصدومان و خانواده های نگران و سر در گم آنها، قابل بررسی می باشد. از اینرو، مسئولیت قانونی و مدنی مرتبط با واژگونی اتوبوس مرگ در مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی ، متناسب با حالتهای حقوقی مفروض و ارائه شده، حسب مورد، می تواند متفاوت و قابل ارزیابی باشد.

علاوه بر این، به موجب قواعد عمومی مسئولیت و ضمان قهری و غیر قراردادی و نیز برابر مقررات ناشی از قانون مسئولیت مدنی و قانون مدنی نیز، جهات قابل طرح نسبت به مسئولیت هر یک از اشخاص حقیقی و حقوقی و مدیران آن دانشگاه در وقوع فاجعۀ انسانی و مدیریتی مربوط به واژگونی اتوبوس حامل دانشجویان آن دانشگاه در اثر عدم رعایت نظامات دولتی مربوطه یا قصور از حیث فعل و ترک فعل آنها ، قابل مطالعه و بررسی می باشد.در همین ارتباط، تشکیل " کمیته حقوقی، تخصصی و کارشناسی حقیقت یاب بی طرف، مستقل و غیر دولتی"،به ویژه، با استفاده از ظرفیت های سازمان های مردم نهاد و غیر دولتی و جوامع صنفی و حرفه ای مستقل، می تواند در شفافیت و بررسی مقرون به واقع تر وضعیت خسارات وارده و عوامل موثر در افزایش و گسترش آن، موثر باشد.

علیرغم مراتب یاد شده و با وجود مسئولیت قانونی،مدنی و جزائی مترتب بر دانشگاه آزاد اسلامی و مدیریت آن باید دانست ؛ نظر به منع اضرار به غیر طبق اصل ۴۰ قانون اساسی و محترم بودن جان، مال، مسکن و حیثیت مردم از هر گونه تعرض، مگر به موجب قانون طبق اصل ۲۲ آن قانون؛ " جان،مال، زندگی و حیات و سرنوشت دانشجویان ؛ آزمایشگاه یا آموزشگاه نبوده که با برنامه ها و طرح ها و پروژه های غیر کارشناسی و شتابزده و عدم کارآمدی در مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی و عدم کارایی آن در در جهت پیشگیری،جلوگیری از وقوع حوادث زیان بار و مرگ زایِ متعرض به حیات و سلامت دانشجویان، اینگونه به مخاطره افتد" ؟!

خسارات فراگیر و زیان بار به جسم و جان و حیات و سلامت دانشجویان قربانی و مصدوم در واژگونی اتوبوس مرگ در مرکز علوم تحقیقات تهران و زیان های مادی و معنوی متعدد وارده به آنها و خانواده های آنان و متاثر ساختنِ افکار عمومی مردم و شهروندان از این فاجعۀ تاسف بار مدیریتی در آن دانشگاه و رابطۀ مستقیم و غیر مستقیمِ خسارات وارده به نبود سیستم حمل و نقل ایمن و به روز در دانشگاه مزبور، نبود زیر ساخت های مناسب ترابری در آن دانشگاه و عدم رعایت احتمالی مقررات قانون ملی ساختمان و نظامات دولتی مربوطه، می‌تواند از حیث قانونی از مصادیق ماده ۲۹۱قانون مجازات اسلامی(قتل شبه عمد دانشجویان و سایر افراد کشته شده در واژگونی اتوبوس مرگ در مرکز علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی) از حیث حقوقی و قانونی به شمار رود و در فرض بسیار خوش بینانه نیز به ترتیبی که گذشته ؛ برابر بند پ ماده ۲۹۲همان قانون؛ جنایتی که در آن مرتکب، نه قصد جنایت بر مَجنیٌّ علیه را داشته باشد و نه قصد ایراد فعلِ واقع شده بر او را، از زمره جنایت(قتل) خطای محض تلقی گردد.

بنابراین، چه در فرض قتل شبه عمد و چه در فرض قتل مبتنی بر خطای محض- مرگ و جان باختنِ ۱۱ نفر قربانی در آن اتوبوس، به همراه صدمات وارده به جسم و مال و منافع آنها و سایر دانشجویان مصدوم در این حادثه، در اثر فعل یا ترک فعل و قصور ناشی از آن و مغایر با مقررات و نظامات دولتی مربوطه در پیشگیری، جلوگیری و کاهش محتمل الوقوع به دانشجویان و زیان دیدگان ناشی از آن و خانواده های آنها یا ارائۀ خدمات زیان بار منجر به خسارت و صدمات بیشتر، به لحاظ عدم مهارت فنی و حرفه ای لازم یا ترک فعل و قصور ناشی از عدم انجام وظایف قانونی مقرر؛ می تواند مصداق جرائم مزبور(قتل شبه عمد یا قتل مبتنی بر خطای محض نسبت به قربانیان و مصدومان واژگونی اتوبوس مرکز علوم تحقیقات)،حسب مورد تلقی شده و از مصادیق قتل شبه عمد یا خطای محض و مستوجب مسئولیت قانونی مدیران و دست اندرکاران مربوطه در دانشگاه آزاد اسلامی باشد.

همین مهم نیز، یکی از مبانی و جهات قانونی ورود و الزام و تکلیف قانونی دادستان کل کشور، مدعی العموم و دادستان تهران برای اعلام جرم و تعقیب فوری و قانونی کلیه عوامل مستقیم و غیر مستقیم دارای مسئولیت قانونی و کیفری مقرر در کشته شدن قربانیان حادثه و مصدومیت دانشجویان متعدد در مرکز علوم تحقیقات تهران می باشدکه انتظار می رود؛ برخلاف وضعیت تاسف بار فاجعۀ ویرانگر ساختمان پلاسکو در تهران و قربانیان، مصدومان و خسارت دیدگان آن، با جدیت و مسئولیت پذیری مستمر، موثر و توامان قوه قضائیه و مراجع قانونی، قضائی و دولتی مربوطه- این مهم در دستور و تعقیب فوری و همه جانبه مقامات و مراجع قضایی و قانونی تهران قرار گرفته تا سیه روی شود؛ هر که در او غش باشد...!

بر این اساس، به تجویز مواد مزبور، مقررات مندرج در بخش سوم این قانون( قصاص)، تکلیف مقرر در ۶۸۹آن قانون و نیز مواد ۱و ۱۱ قانون مسئولیت مدنی از باب تسبیب، مواد ۳۳۱و۳۲۸قانون مدنی و دیگر عمومات حقوقی و قانونی و نیز مسئولیت های قانونی مرتب بر عدم رعایت نظامات دولتی مربوطه و مسئولیت کیفری مترتب بر وقوع قتل شبه عمد و قتل خطایی ناشی از آن، به ترتیب یاد شده؛ مستلزم تعقیب قانونی مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی و جبران کلیه خسارات وارده نسبت به حیات و سلامت دانشجویان و قربانیان و مصدومان این فاجعه انسانی و مدیریتی و اموال تخریب شده آنها، با احراز مسئولیت قانونی مربوطه از حیث مسئولیت مدنی و کیفری مربوطه و میزان تقصیر حاصله نیز حسب مورد قرار گیرد.‏

دستاورد سخن
امروز ودیروز وفردا، واژگانی است که عادت دارند وخواهند داشت به اخبار بد و تاسف بار و دل خراشِ تصادفات جاده ای وسوانح پروازی و حوادث طبیعی ناشی از تخریب منابع طبیعی به مانند گذشته و همیشه؟! به راحتی، باید شاهد مرگ و میر و مصدوم و مجروح شدن مردم وشهروندان و کشته شدن آنها به جهت سوء مدیریت دولتی و نبود استانداردهای جهانی در مسیر های جاده ای و پروازی کشور بود؟ به راستی، جان و شان و بهای آدمی در اینجا به چه میزان می ارزد؟ و آیا اساساً از اهمیتی نیز برخوردار است؟ پاسخ ریاست هیات امناء و مسئولان دانشگاه آزاد انسانی نسبت به فاجعۀ تاسف بار انسانی و مدیریتی در کشته شدن ۱۰ دانشجو و قربانی در واژگونی اتوبوس مرگ و مصدوم شدن سایر دانشجویان و ایجاد رعب و وحشت در بین آنها و خانواده های چشم براه امید و آتیۀ آنان چیست؟ و کارکرد غیر مسئولانۀ آنها چگونه باید در این ارتباط توجیه گردد؟!

دانشجویان نخبه علوم تحقیقات در آخرین حضور دانشجویی خویش در آن دانشگاه، بی پناه و رنجور از سفر پایانی، ناباورانه چشم بر حیات بستند و ناامیدانه افسردند در سانحه ای که خود؛ خالق آن نبوده و نقشی در خلق آن نیز نداشتند! مصدومان و مجروحان اتوبوس مرگ در حریم دانشگاه نیز با انبوهی از ترس و تاثر و تاسف، خود را در میان آتش و آه و خون و فریاد دهها دانشجوی خونین و مضروب و اجساد کشته شدۀ حاصل از این واقعۀ دلخراش یافتند و جز اشک و ناله و فغان و فریاد و ترس و تَعب هیچ نیافتند؟! با خود گفتند؛ چرا و چگونه؟! به راستی، نمی توان این درد جانکاه را تحمل کرد! درد و رنج و نگرانی و آه و ماتم وارده بر خانواده های چشم براه آنها، خود حکایت تاسف بار دیگری است!

این حجم بالای سوانح جاده ای و جراحات و تلفات انسانی و آمارهای منتشره از سوی نهادهای ذیربط، با کدامین واژگان و عبارات باید توصیف گردد و  چگونه قابل توجیه است؟! مسئولیت وقوع سوانح مزبور و عدم پیشگیری و جلوگیری از تکرار این وقایع هولناک و تاسف بار با کیست و چگونه باید با آن برخورد کرد؟ چرا مردم نباید در سفرهای زمینی و هوایی خویش در ایران احساس امنیت و آرامش کرده و سفری آسوده را ارمغان مسافرت خویش نمایند؟ یا باید شاهد سقوط مکرر هواپیماهای مسافربری در نظام پروازی کشور بود و یا باید چشم براه حوادث جاده ای و سوانح مسافرتی از این دست داشت؟! و حتی، حریم دانشگاهها نیز برخوردار از امنیت حمل و نقل ایمن و تضمین شده نباشد؟!

نقش نظام تقنینی، اجرایی و قضایی کشور در تعریف،تبیین، اجرا و تعقیب قانونی مراتب و لزوم تعریف و تثبیت نظام جامع حقوقی سفرهای مزبور در کشور چیست؟ و چگونه باید ضمن پیشگیری از تکرار حوادث مشابه- جامعه را از بالاترین و به روز ترین استاندارهای مسافرتی در سطوح و اشکال مختلف برخوردار ساخت؟ عرض تسلیت و اظهار تاسف مسئولان و مدیران دولتی نسبت به درگذشت دانشجویان قربانی در اتوبوس مرگ، نه جاده های دانشگاه و سفرهای زمینی را ایمن خواهد کرد و نه عزیزان از دست رفته و درخاک آرمیدۀ آنها و سلامتی مصدومان واقعه را به آنها برخواهد گرداند؟

در این میان، استعفاء ریاست هیات امنا و مسئولان ارشد دانشگاه آزاد، نه تنها ضروری بوده، بلکه مسئولیت قانونی آنها نسبت به وضعیت مدیریت آن و کشته شدن ۱۰ نفر دانشجو و قربانی واژگونی اتوبوس مرکز علوم تحقیقات تهران و مصدوم شدن شدید سایر دانشجویان به مانند ضرورت " تحقیق و تفحص فوری و همه جانبه در دانشگاه آزاد اسلامی"و لزوم نظارت مستمر و موثر بر کارکرد و مدیریت آن در تمامی زمینه ها، می بایست با رعایت بی طرفی، استقلال قضایی و قانونی و با قید فوریت و سرعت، در دستور کار نظام تقنینی، قضایی و رسانه ای کشور، حسب مورد قرار گرفته و ریاست و مسئولان آن به مانند کارکرد ایام تصدی مشاغل قبلی آنها به مانند کارکرد دیپلماسی خارجی ایام جنگ، پرونده سرنگونی هوایپمای مسافربری ایرباس ایران از سوی ناو وینسنس آمریکا، مسئولیت بین المللی دولت عراق در جنگ با ایران و عدم تعقیب موثرِ مسئولیت ملی و بین المللی ناشی از جنگ ویرانگر عراق- ایران و مانند آنها  باید به افکار عمومی، رسانه ها و قانون به طور شفاف و مستند، پاسخگو باشند.

مبنای تعدد مشاغل ریاست هیات امنای آن دانشگاه، با وجود کهولت سن و عدم توانایی کارآمد در مدیریت مناصب متعدد و مهم در دستور کار وی و عدم هر گونه تخصص مدیریتی شایسته نسبت به بسیاری از آنها به مانند دانشگاه آزاد اسلامی چیست؟ و چگونه این پزشک متخصص اطفال می تواند از حیث وجدانی و اخلاقی، خود را نسبت به کشته شدن ۱۰ دانشجوی و قربانی بی گناه و تحمیل عملی ماتم و آه بر خانواده های بی گناه آنها و حاشیه های مترتب بر مصدومیت سایر دانشجویان در اثر این فاجعۀ انسانی و مدیریتی فاقد کارایی لازم و مناسب اقناع کرده و کماکان، در چنین شرایطی بر استمرار تداوم مدیریتی خویش بر آن دانشگاه و مدیران همراه خود، با وجود عدم کارایی بایسته نسبت به آن تاکید ورزد؟!

اظهار صریح ریاست دانشگاه آزاد، مبنی بر حذف اتوبوس‌های فرسوده از دانشگاه علوم تحقیقات، اقرار صریحی بر توجه مسئولیت وقوع آن حادثه به مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی، مبنی بر آگاهی کامل نسبت به " فرسوده بودن ناوگان ترابری دانشگاه" و از رده خارج شدن آن و محتمل بودنِ وقوع هر گونه حادثه ناگواری در وضعیت فیزیکی منطقه( ساخت دانشگاه علوم تحقیقات روی خط گسل شمال تهران، خطرناک بودنِ ساخت و ساز در شیب بالای ۵ درجه، شیب تند جاده و پیچ های خطرناک آن، ارتفاع زیاد در دامنه، نبود زیر ساخت های مناسب و کارشناسی شدۀ حمل و نقل در دانشگاه، عدم بهره مندی دانشگاه از سیستم حمل و نقل ایمن، به روز و مناسب، فقدان برخورداری اتوبوس مرگ از معاینه فنی، بنا به اعلام ستاد معاینه فنی شهرداری تهران، توقف پروژه راه اندازی نهاییتجهیزات سامانه حمل ونقل کابلی واحد علوم وتحقیقات، پس از تغییرات مدیریتی اخیر در آن دانشگاه و...)، عدم اقدام لازم برای پیشگیری از وقوع مخاطرات احتمالی در ترابری دانشگاه از حیث فعل و ترک فعل مترتب بر اقدام آنها، به ترتیب یاد شده و لزوم پذیرش مسئولیت قانونی خویش و تعقیب آن از سوی دادستان است. 

بدیهی است، هرگونه اعلام نظر نهایی و قطعی نسبت به علل تامه سانحۀ واژگونی اتوبوس مرکز علوم تحقیقات تهران و تعیین دقیق وضعیت مسئولیت قانونی هر یک از عاملین آن، مستلزم بررسی و انجام مطالعات کارشناسی دقیق و همه جانبه و تعقیب قانونی مراتب، حسب دستور هیات قضائی تعیین شده از سوی دستگاه قضایی و انعکاس بعدی مراتب به مردم و افکار عمومی است، اما وقوع این حادثه تاسف بار، ضمن تائید وضعیت مدیریت تاسف بار و ناکارآمد مدیریت در دانشگاه آزاد اسلامی، بر لزوم تعریف و ضرورت ِ تثبیت روزافزون و سریعتر نظام جامع حقوقی سفرهای درون شهری و برون شهری و تضمین امنیت ترابری دانشجویان در حریم دانشگاهها و مراکز آموزش و عالی کشور، حسب مورد و نیز لزوم حرکت در مسیر استانداردهای بین المللی مسافرت تاکید دارد، والا ماحصل صحبت نیز تکرار مکررات خواهد بود!

* حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری و مدیرمسئول موسسه حقوقی و بین‌المللی زمانی‌درمزاری

برچسب ها: علوم و تحقیقات
اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار