کد خبر: ۷۴۷۱۵۰
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۵ 21 May 2019

به گزارش تابناک تهران عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی و متخصص روان درمانی، برخلاف سایر کارشناسان معتقد است که پدیده تنهازیستی بیشتر در میان زنان جامعه رواج دارد. او همچنین می گوید با توجه به تغییراتی که در جامعه ایجاد شده سن گرایش به تنهازیستی در سال های آتی از سنین ۲۰ تا ۲۵ سال به ۱۸ سال کاهش پیدا می کند. احمدی نقش خانواده، رسانه، دولت و مدارس را نیز در زمینه تنهازیستی و علل گرایش جوانان به این پدیده پر رنگ و اثرگذار می داند.

صدیقه احمدی، متخصص مشاوره و روان درمانی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا در تعریف خانواده عنوان کرد: خانواده گروهی از افراد است که زیر یک سقف زندگی می کنند و نسبت به هم تعاملات و تعهداتی دارند و در شکل رایج آن، از یک زن، مرد و تعدادی فرزند تشکیل شده است.

وی افزود: وقتی ما یک خانواده سالم داشته باشیم این خانواده می تواند به رشد افراد کمک کند چرا که همه ما انسان ها نیاز به عشق، محبت، صمیمیت و تعلق داریم و می توانیم در قالب خانواده به نیازهایمان دست پیدا کنیم. فردی که در خانواده مورد تحسین، محبت و تایید قرار می گیرد می تواند حس خیلی خوبی را تجربه کند در واقع خانواده می تواند برای او سازنده باشد و اگر این احساسات را در یک خانواده تجربه نکند موجب می شود که فرد دچار استرس، رفتارهای پرخاشگرانه، ناراحتی، غم و رنج شود.

این روانشناس ادامه داد: بنابراین خانواده سالم سبب می شود که افراد زندگی بهتری را تجربه کنند و  در جهت رشد و پیشرفت فرآیند جامعه نیز می تواند کمک کننده باشد.

تنهازیستی و کارکرد توانمندسازی

احمدی گفت:گاهی افراد انتخاب می کنند که در فضای دور از خانواده به صورت تک نفره و تنها زندگی کنند و این پدیده در جهان و همچنین ایران رو به رو رشد است و روز به روز بر تعداد تنها زیستی افزوده می شود. نمی شود گفت که این پدیده صرفا بد و منفی است. اگر تنهازیستی در جهت رشد فرد یا خودسازی و توانمندسازی برای یک زندگی جدید باشد می تواند مثبت باشد اما در بسیاری از مواقع متوجه می شویم که پدیده تنها زیستی می تواند به افراد آسیب بزند به این دلیل که کارکرد توانمندسازی در آن فضا انجام نمی شود.

تنهازیستی خودخواسته یا ناخواسته؟

این استاد دانشگاه ضمن بیان اینکه گرایش به تک زیستی عوامل مختلفی دارد و بعضی از این عوامل به صورت ناخواسته هستند، عنوان کرد: مثلا یک فرد برای تحصیل مجبور است که به شهر دیگری برود یا در شهری دیگر یک فرصت شغلی جدید برایش به وجود می آید و برای اینکه آن شرایط بهتر است می پذیرد و یا گاهی به دلایلی مثل فوت زودهنگام پدر و مادر ممکن است فرد مجبور شود که تنها زندگی کند اما در بسیاری از موارد تنهازیستی یک پدیده خود خواسته است و افراد خودشان تمایل دارند که به تنهایی زندگی کنند.

او ادامه داد: عوامل این مورد می تواند به چند بخش تقسیم شود. یکی اینکه ممکن است فرد دچار مشکلات ناکامی ها و معضلاتی شده باشد که با پناه بردن به زندگی مجردی و تنهازیستی می خواهد که بار ناکامی ها و رنج ها را کم کند مثلا فردی که طلاق گرفته، اعتیاد یا مشکلات خاصی را داشته به این دلیل که نمی خواهد آن شرایط را مجدد تجربه کند یا در آن شرایط خانوادگی که زندگی می کند ممکن است مورد تهدید، آسیب، سرزنش و یا حتی کنترل شدن قرار گیرد بنابراین ترجیح می دهد به فضایی برود که تنها زندگی کند و اصطلاحا بتواند از درد و رنج روانی ناشی از ناکامی های خود رهایی پیدا کند.

نداشتن امنیت روانی و فرار از خانواده

مدیر مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی رسش به شفقنا زندگی گفت: دومین عاملی که ممکن است افراد را به سمت تنها زیستی سوق دهد خانواده ها هستند. خیلی وقت ها خانواده ها ممکن است تعامل خودشان را با فرزندانشان به شکل تسلط، زور، فشار و محدودیت ایجاد کردن  اعمال کنند؛ در اینصورت فرد احساس می کند که تحت کنترل شدید والدین است و استقلالش به خطر افتاده، حتی گاهی ممکن است فرد در آن خانواده خاطرات ناخوشایندی داشته باشد مثلا تعارضات شدیدی بین والدین وجود داشته باشد، در نهایت فرد احساس می کند که در خانه احساس استقلال و امنیت روانی کافی را ندارد بنابراین یکی از راه کارهایی که برای فرار از این نظارت ها یا تنش ها در خانواده انتخاب می کند این است که به سمت تنها زندگی کردن برود.

ترس از زندگی متاهلی و گرایش به تنهازیستی

او افزود: حتی گاهی در کنار خانواده، فضای اجتماعی و محیطی که فرد در آن زندگی می کند چون با نگرش ها و ذهنیاتش همخوانی ندارد ممکن است شخص برای فرار از آن فضا به سمت تنها زیستی برود. از دیگر عوامل می توانیم به مشکلات اقتصادی اشاره کنیم. گاهی افراد به خاطر اینکه از زندگی متاهلی می ترسند و فکر می کنند چون شغلی ندارند، مشکلات اقتصادی پیش رویشان است و یا درآمد پایینی دارند نمی توانند مسئولیت یک زندگی دو نفره را برعهده بگیرند و فکر می کنند به عهده گرفتن این مسئولیت می تواند دردسرهای زیادی برای آنها داشته باشد بنابراین ترجیح می دهند که تنها زندگی کنند و درآمدی که دارند را صرف نیازها و مخارج خودشان کنند.

تاخیر در سن ازدواج و نقش آن در تنهازیستی

ناتوان در انتخاب شریک زندگی

احمدی خاطرنشان کرد: مورد دیگری که می تواند عاملی برای تنها زیستی باشد تاخیر در سن ازدواج است. البته این عامل متقابل است یعنی تاخیر در سن ازدواج بر تنهازیستی و تنهازیستی بر تاخیر در سن ازدواج تاثیر می گذارد. این مسئله خیلی مهم است که چرا افراد سن ازدواجشان به تاخیر می افتد. در نهادهای اجتماعی، خانواده ها و رسانه ها خیلی بر ازدواج تاکید می شود اما باید دید که چرا جوانانی که در آستانه ازدواج هستند خیلی تمایل به این امر ندارند که دلایل مختلفی برای آن وجود دارد و از جمله آن می توانیم این را بگوییم که فرد در انتخاب شریک زندگی خود ناتوان است. اعتمادی که افراد قبلا در سطح جامعه به یکدیگر داشتند کم شده است بنابراین ممکن است نسبت به این که شخص مورد نظرش برای ازدواج را نمی تواند پیدا کند باعث می شود که فرد حس کند در انتخاب شریک زندگی خود ناتوان است.

این استاد دانشگاه افزود: یکی دیگر از مسائلی که باعث تاخیر در سن ازدواج می شود این است که فرد باید مسئولیت پذیر باشد و قطعا حضور یک فرد دیگر در زندگی هر شخص مسئولیت هایی را به همراه دارد و فرد احساس می کند اگر تنها زندگی کند خیلی بهتر از این است که در کنار فردی زندگی کند که بخواهد مسئولیت هایش را بر عهده گیرد و محدودیت هایی را نیز برای خود اعمال کند.

تصور منفی و نامطلوب از خانواده

این مشاور اظهار داشت: همچنین گاهی، از دلایلش می تواند این باشد که تصوری که افراد نسبت به خانوداده دارند منفی و نامطلوب است. فرض کنید همانطور که پیش تر گفتم فرد در یک خانواده تنش زا زندگی کرده طبیعی است که تصویرش نسبت به خانواده سالم، خوب و موفق تغییر می کند و در آن آسیب ایجاد می شود بنابراین شاید فرد به این نتیجه برسد که اگر ازدواج کند همان داستان هایی که در زندگی با والدینش تجربه کرده تکرار می شود؛ لذا فرد سعی می کند که زندگی مجردی را انتخاب کند چون حس می کند که زندگی خانوادگی یک فضای آرام و امن را ندارد.

ازدواج مساوی با رفع نیازهای جنسی!

احمدی به خبرنگار شفقنا گفت: یکی دیگر از دلایل این است که بعضی از افراد و حتی شاید رسانه ها ازدواج را یک موضوع چند بُعدی معرفی می کنند  که در آن نیازهای مختلف انسان برآورده می شود. این گروه، به خانواده به عنوان یک مجموعه که کارکردهای متعدد و متفاوتی دارد نگاه نمی کنند یعنی بسیاری اوقات ازدواج را معادل با این می دانند که افراد ازدواج کنند تا نیازهای جنسی شان برطرف شود، به همین جهت چون افراد از کارکردهای مختلف خانواده آگاه نیستند و ازدواج و تشکیل خانواده مساوی است با برطرف کردن نیازهای جنسی، بنابراین فرد با توجه به اینکه در حال حاضر جوامع و روابط خیلی بازتر شدند ترجیح می دهد به جای اینکه خود را درگیر مسئولیت در یک زندگی مشترک کند نیازهای جنسی خودش را از طریق روابط جنسی موقتی و زودگذر برآورده کند و فرد با خود فکر می کند که وقتی می تواند بدون هیچ تعهد و مسئولیتی نیازهای خودش را برآورده کند پس چرا باید خانواده تشکیل دهد.

وی خاطرنشان کرد: از عوامل دیگر تاخیر در سن ازدواج این است که بعضی از افراد معتقدند زمانی باید ازدواج کنند که از نظر شغلی، مالی و تحصیلی در شرایط ایده آل قرار بگیرند. قطعا رسیدن به ثبات مالی، شغلی و شرایط ایده آل ممکن است که سال ها زمان ببرد.

انتقال نگرش فردگرایی غرب به شرق

مدیر مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی رسش درباره تنهازیستی در جوامع مختلف معتقد است: درکل دنیا تغییرات و تحولات زیادی به لحاظ تغییر در باورها، اعتقادات، افکار، نگرش ها و شناخت ها ایجاد شده و در جوامع مختلف نگرش افراد از جمع گرایی بیشتر به سمت فردگرایی هدایت شده است. در جوامع غربی نگرش فردگرایانه وجود داشته اما در جوامع شرقی نگرش ها بیشتر جمع گرایی بوده و در بعضی مواقع نیازهای جمعی را بر نیارهای فردی خودشان ترجیح می دادند اما به نظر می رسد که این نگرش فردگرایی از جوامع غربی به سمت جوامع شرقی حرکت کرد و بسیاری از افراد را متاثر از خود کرد. همین امر باعث می شود که افراد در فضاها و شرایطی که این نگرش ها بیشتر در آن حاکم است  به پدیده تنهازیستی بیشتر روی بیاورند.

تنهازیستی پدیده ای زشت در جوامع کوچک

این روانشناس خاطرنشان کرد: تنهازیستی در ایران، در شهرهای بزرگ و شهرهایی که افراد آن کمتر با هم تعامل و کمتر در مسائل خصوصی یکدیگر نقش دارند و بیشتر مشغول زندگی های شخصی خودشان هستند بیشتر دیده می شود. مثل تهران، کرج، اصفهان و شیراز. در جوامع کوچک اگر فردی بخواهد تنهازیستی را انتخاب کند ممکن است با مقاومت ها و نگرش های منفی خانواده و اطرافیان مواجه شود و در چنین جوامعی این پدیده را زشت و ناپسند تلقی کنند.

چشم پوشی از پدیده تنهازیستی در ایران

احمدی با اشاره به تفاوت های تنهازیستی در ایران با از نوع آن در غرب بیان کرد: تنهازیستی مسیری است که بیشتر از طرف جوامع غربی ایجاد شده و در جوامع شرقی و ایران یک الگو گیری از آن نوع نگرش ایجاد شده اما به نظر می رسد که تنهازیستی در جوامع غربی به دلیل اینکه مرسوم است افراد کمتر با مقاومت اطرافیان مواجه هستند و حتی تشویق می شوند که بعد از سن ۱۸ سالگی زندگی مستقلی داشته باشند. همچنین سرزنش ها، نگرانی ها و کنترل گری ها در جوامع غربی کمتر دیده می شود. یکی دیگر از تفاوت هایی که وجود دارد این است که جوامع غربی بر اساس ساختار برنامه و قوانینی که دارند بسترهایی را برای زندگی تک نفره فراهم کردند و این بسترها می تواند به افراد کم کند که با این فرآیند بهتر کنار بیایند اما در ایران، به جای اینکه این مسئله دیده شود، چالش ها، عواقب و پیامدهایش شناخته شود بیشتر ترجیح داده شده که از آن چشم پوشی شود یعنی نهادها و ارگان های دولتی خیلی به این مسئله توجه نمی کنند و چندان تلاشی برای شناسایی این پدیده ندارند، لذا یک برنامه ریزی موثر درمورد این پدیده وجود ندارد.

جوانان و کنار گذاشتن دیدگاه های سنتی

این روانشناس در پاسخ به اینکه آیا تنهازیستی محصولی از غرب است عنوان کرد: همین طور است. شخص نوعی دیدگاه و نگرش را نسبت به خانواده، افراد فردگرایانه و تقدم منافع فردی و جمعی را در سبک زندگی غربی می بیند. به نظر می رسد که ساختارهایی که در غرب مورد پذیرش است وارد سیستم های شرقی و ایران شده است به طوری که بسیاری از جوان ها اکنون بسیاری از دیدگاه هایی که سنتی هستند را کنار گذاشتند و به این دیدگاه های جدید روی آوردند.

وی درمورد پیامدهای تنهازیستی در ایارن نیز تصریح کرد: نمی توانیم به طور قطع و یقین بگوییم که این پدیده صرفا مشکل زا و آسیب زا است. همانطور که قبلا اشاره شد گاهی ممکن است فرد به دلایلی و به منظور توانمند سازی خود یک دوره ای را تنها زندگی کند اما به صورت کلی می توانیم بگوییم که در کنار جنبه های مثبتی که این پدیده می تواند داشته باشد پیامدهای منفی و تهدیدات زیادی را نیز به همراه خود دارد مثلا سن ازدواج را بالا می برد، وقتی سن ازدواج بالا رود با کاهش زاد و ولد رو به رو شده و به پدیده جمعیت سالمند می رسیم که خود باعث می شود که نیروی انسانی ما کاهش پیدا کند.

تنهازیستی و رویارویی با مشکلات روانشناختی

احمدی افزود: همچنین ممکن است که فرد به خاطر کاهش تعاملات و روابط درگیر یکسری از معضلات روانشناختی مثل اضطراب، احساس تنهایی، افسردگی، وسواس و … شود و حس انزوا و تنهایی منجر شود که فرد دچار مشکلات روحی و روانی متعددی شود. گاهی یکی دیگر از نتایج تنهازیستی می تواند این باشد که معظلات اجتماعی را افزایش دهد مثل خودکشی، نزاع ها و درگیری ها، افزایش روابط نامشروع، سقط جنین، روسپیگری و اعتیاد.

کاهش دایره حمایت اجتماعی با تنهازیستی

مدیر مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی رسش ضمن بیان اینکه پدیده تنهازیستی می تواند در دراز مدت تاثیر منفی بر سلامت جسم و روان افراد داشته باشد گفت: این مسئله کمک می کند که به تبع آن آسیب های پزشکی ایجاد شود، هزینه خدماتی که فرد برای درمان خودش صرف می کند افزایش پیدا می کند و مجموع این موارد می تواند این باشد که در آینده و در سطح کلان یکسری هزینه های اضافی و گزافی به جامعه تحمیل شود. هزینه هایی که می توانست صرف سلامت روانشناختی و بهزیستی افراد شود صرف هزینه های درمانی افراد می شود. از دیگر پیامدها این است که افراد از هم دور می شوند و احساس بی تفاوتی به هم نوع ایجاد می شود، پیوندهای عاطفی و اجتماعی کاهش پیدا می کند و شاید افراد دچار بی هویتی شوند. یکی از شاخص های سلامت روان حمایت اجتماعی است به نظر می رسد بعضی از افرادی که درگیر پدیده تنهازیستی هستند ممکن است دایره حمایت اجتماعی کمتر شود.

وی برخلاف سایر کارشناسان اجتماعی و روانشناسی معتقد است که تنهازیستی در ایران بیشتر در میان زنان دیده می شود تا پسران. او در این مورد توضیح داد: وقتی زنی از همسرش جدا می شود یا همسرش فوت می کند فرصت های ازدواج ممکن است کمتر برای چنین فردی ایجاد شود در حالی که برای مردان با شرایط مشابه فرصت های بیشتری فراهم می شود. خیلی از زنان وقتی در این شرایط قرار می گیرند و فرصت های ازدواج کمتری دارند به سمت تنهازیستی پناه می برند. در ایران از سنین ۲۰ الی ۲۵ سالگی به بعد است که به نظر می رسد این پدیده تجربه می شود هرچند با توجه به تغییرات زیادی که در اجتماع ایجاد شده به نظر می رسد در سال های آتی پدیده تنهازیستی را از سنین ۱۸ سالگی به بعد مشاهده کنیم.

برای جوانان شغل فراهم شود

عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی اظهار داشت: هر معضلی که در اجتماع پیش بیاید اگر فقط بگوییم که معضل بدی است و افراد نباید به سمت آن بروند هیچ کمکی نمی کند. وقتی افراد را از پدیده ای منع می کنیم باید جایگزین های مناسبی برای آن داشته باشیم در غیر اینصورت افراد در مقابل کنار گذاشتن آن معضل مقاومت می کنند. اگر بخواهیم در سطح کلان نگاه کنیم اولا دولت، سازمان و نهادهای دولتی و حتی سایر نهادهای غیردولتی باید دست به دست هم دهند تا بیکاری و مسئله اشتغال جوانان حل شود چون یکی از دلایل مهم تنهازیستی مسائل اقتصادی است و چون کشور ما نیز نیروی جوان خلاق، کارآمد و خوبی دارد اگر روی این نیروی جوان سرمایه گذاری انجام شود، اشتغال و زمینه آن برای آنها فراهم شود بسیاری از این معضلات حل می شود.

او ادامه داد: البته سال های زیادی است که در کشور ما درباره لزوم حل بیکاری و اشتغال صحبت می شود ولی عملا نتیجه های ملموسی که نشان دهد این مشکل رو به کاهش است نداریم و حتی در بعضی از موارد مشاهده شده که بیشتر شده است و این می تواند به ضعف قانونگذاری، نظارتی و اجرای قوانین برگردد. یکی از مسائل در این زمینه این است که افرادی که سن  بیشتری دارند (در سنین ۵۰ به بالا) حاضر نیستند که از یکسری مشاغل دست بکشند و جا را برای جوانان باز کنند.

احمدی افزود: نگاهی که به اشتغال وجود دارد این است که بعضی از افراد اصرار دارند در یک شغل دولتی استخدام شوند. اگر به جوانان جامعه از همان کودکی خلاقیت، هوش اقتصادی، مهارت های حل مسئله، تصمیم گیری و تفکر خلاق را یاد دهیم به این منتج می شود که از همان کودکی خودشان را مسئول ایجاد اشتغال و پیدا کردن شغل می دانند و سبب می شود از همان زمان به گزینه هایی که می تواند به اشتغالشان منجر شود خلاقیت بیشتری را به کار ببندند.

رسانه ها و نمایش خانواده مطلوب

این استاد دانشگاه به نقش رسانه ها اشاره کرد و گفت: مهم ترین نقشی که رسانه ها دارند این است که تصویری از خانواده مطلوب را نمایش دهند، کمک کنند افراد کارکرد خانواده را در سطح وسیع تر ببینند، آثار و منافع زندگی در یک خانواده سالم را به افراد القا کنند و آموزش دهند، سپس نحوه انتخاب سالم، تشکیل خانواده سالم و برقراری ارتباط موثر با اعضای خانواده را به افراد یاد دهند.در کنار رسانه ها مدارس هستند که مهمترین نقششان این است که از همان دوران کودکی وقتی بچه ها در مهد حضور دارند علاوه بر اینکه کادری که در مدرسه هستند آموزش های لازم را ببینند بچه ها نیز مهارت های زندگی را بیاموزند. مثل مهارت های ابراز وجود، ارتباط موثر، روابط بین فردی موثر، حل مسئله، حل تعارض، مسئولیت های اجتماعی و تعهد اجتماعی.

بدبینی افراد به آینده پیش رویشان

جامعه بی ثبات و غیرقابل پیش بینی و افزایش نا امیدی

عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی در گفت و گو با شفقنا زندگی بیان کرد: پی بردن به ارزش خانواده و تاثیر آن روی سلامت روان افراد از همان کودکی باید آموزش داده شود. امید اجتماعی و روح تعهد اجتماعی افزایش پیدا کند. خیلی از افراد در جامعه نسبت به چشم انداز و آینده ای که وجود دارد بدبین هستند و احساس می کنند هیچ آینده مثبت و خوبی در انتظار آنها نیست که برگرفته از خیلی مسائل است در عین حال وقتی جامعه ای بی ثبات و غیرقابل پیش بینی باشد امید، انگیزه و انرژی در افراد کاهش پیدا می کند.  بنابراین یکی از وظایفی که در سطح کلان باید انجام شود این است که افراد بتوانند ثبات و قابل پیش بینی بودن را در زندگی خود حس کنند.

سردرگمی در مقابل ملاک های ازدواج

او با اشاره به اهمیت بحث ازدواج و خانواده سالم عنوان کرد: یکی از عواملی که باعث می شود افراد به سمت تنهازیستی بروند یا ترس از ازدواج است یا تجربه زندگی ناآرام، تسلط والدین و طلاق است. افراد در برابر ملاک های ازدواج دچار حالت تردید و سردرگمی هستند؛ لذا برنامه آموزش پیش از ازدواج و حین ازدواج و همچنین مهارت های ارتباطی در جامعه باید فراگیر شود. یعنی باید بر اساس توقعات، فرهنگ ها و دیدگاه های متفاوت، جنسیت و سطوح مختلف تحصیلی دسته بندی کنیم و برنامه هایی را داشته باشیم که بر اساس آنها به افراد مهارت ها را آموزش دهیم تا افراد بتوانند انتخاب مناسبی داشته باشند. سپس بتوانند با تعاملات صحیح مسیر ازدواجشان را به سمت خیلی خوبی هدایت کنند.

احمدی ادامه داد: به هر حال نقش خانواده ها و افرادی که با جوان ها زندگی می کنند خیلی مهم است. اگر خانواده ها به جوانان کمک کنند تا موفقیت در زندگی را صرفا به رفاه بالای اقتصادی گره نزنند باعث می شود که فرزندان از همان ابتدا در کنار درسی که می خوانند یک پیشه و حرفه ای را داشته باشند. همچنین بعد از ازدواج با صعه صدر و بدون دخالت و هیجان زدگی کمک کنند که فرزندانشان زندگی خوبی داشته باشند.

مدرنیسم، تنهازیستی و تاثیر روی ساختارهای جامعه

این روانشناس و استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که آیا مدرنیسم می تواند در ایجاد و رواج تنهازیستی در ایران نقش داشته باشد، گفت: در گذشته جوامع سنتی تر و پیوندهای اجتماعی گسترده تر بود اما با توسعه شهرنشینی، صنعت و نگرش فردگرایی اتفاقاتی افتاد. افراد به لحاظ فکری و روانی بیشتر دنبال پیشرفت ها و رشدهای شخصی خودشان هستند. لذا نتیجه می تواند از هم گسیختگی خانواده و شکاف ها و اختلافاتی بین نسل جوان و پیشین باشد. گرایش به تنهایی معضلی بود که قبلا کشورهای غربی بیشتر درگیر آن بودند و بعدها به سمت کشورهای جهان سوم آمد و روی ساختار های جامعه تاثیرگذاشت.

تاکید مدرنیسم بر فردیت و عقلانیت

وی افزود: اکنون مدرسه تبدیل به مکانی شده که فقط کنکورپروری و دانشجسو پروری انجام می دهد و از سایر نقش ها غافل شده است. تنهازیستی یک واقعیت اجتماعی است که افراد باید با عواقب آن در تماس باشند. کلا مدرنیسم باعث ایجاد تغییراتی در افراد، الگوها و ساختارها ی اجتماعی شد، چون مدرنیسم روی فردیت و عقلانیت تاکید می کند و مسلما وقتی این دو تاکید وجود داشته باشد نقش آنها را در سبک زندگی افراد می بینیم.

احمدی درباره سیاستگذاری از سوی دولت معتقد است: درست است که پدیده تنهازیستی یک روند اجتماعی است که سیر خودش را ادامه می دهد، نتیجه مدرنیسم و بسیاری از عوامل دیگر است و همچنین روندی است که روز به روز گسترش پیدا می کند و آثار و پیامدهای مطلوبی روی بعضی از افراد و حتی جامعه می تواند داشته باشد اما درست نیست که بگوییم دولت در این زمینه دخالتی نکند. حداقل کاری که می شود در این زمینه انجام داد این است که این معضل و پیامدهایش را ببینیم، افراد را نسبت به آن آگاه کنیم و مواردی را  در سیاست گذاری ها اعمال کنیم تا بتوانیم این پدیده را طوری مدیریت کنیم که آسیب کمتری به افراد بزند.

نمی توانیم افراد را مجبور کنیم

مدیر مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی رسش ضمن بیان اینکه انسان موجودی مختار است، اظهار داشت: افراد بر اساس برداشت ها، نگرش ها، تجربه ها و سازه های ذهنی خود ترجیح می دهند که یا به سمت تشکیل خانواده گرایش پیدا کنند یا به سمت تنهازیستی بروند. ما نمی توانیم افراد را مجبور کنیم که با زور یک سبک زندگی را انتخاب کنندچون شرایط و ذهنیت افراد با یکدیگر فرق می کند. اما در عین حال این اختیار، مسئولیت دولت را کم نمی کند.

احمدی در پایان گفت و گوی خود درباره نقش خانواده تاکید کرد: مهمترین وظیفه خانواده ایجاد آرامش و مدیریت تنش هاست. آنچه که می تواند کمک کند این نیست که تنشی نداشته باشیم بلکه این است که وقتی یک زن و مرد تصمیم می گیرند که ازدواج کنند و فرزندی به دنیا بیاورند باید مدیریت صحیح روابط و تنش ها، شیوه های درست فرزندپروری و تعامل با فرزندانشان را آموزش ببینند. اگر فرزند در خانواده ای بزرگ شود که تصویری خوب، مثبت و امن داشته باشد گرایش و تمایلش به سمت تشکیل خانواده خیلی بیشتر می شود و امکان ایجاد یک خانواده موفق در آن بیشتر می شود.

انتهای پیام

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار